آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٥ - مـأخـذ شنـاسـى جنگهــاى صليبــى - ناصرى طاهرى عبدالله
مـأخـذ شنـاسـى جنگهــاى صليبــى
ناصرى طاهرى عبدالله
بسيارى از مورخان كليه جنگها و ستيزه هاى شرق و غرب را در تاريخ, جنگهاى صليبى ناميده اند. همچون جنگ هراكليوس عليه ايرانيان در قرن هفتم براى برگرداندن صليب بيت المقدس, جنگ مسلمانان با روميها در يرموك, جنگهاى امپراتور نقفورفوكاس با سيف الدوله حمدانى در قرن دهم ميلادى, جنگهاى مسيحيان عليه مسلمانان در اسپانيا, سيسيل و جنوب ايتاليا در قرون دهم و يازدهم, و خلاصه جنگهاى بزرگ اسلام و مسيحيت كه از پايان قرن يازدهم تا اواخر قرن سيزدهم در منطقه شام و مصر پديد آمد.
اما از آن ميان, جنگهاى اخير مشهور است كه با زمينه ها و علل متعددى در غرب و شرق پديد آمد و براى هر دو جامعه, نتايجى پديد آورد. اين جنگها, به تعبير برخى از مورخان, افق فكرى اروپا را وسعت بخشيد; همان وسعت فكرى كه منجر به رنسانس شد. در جهان اسلام نيز آثار بزرگى پديد آورد, ولى آنچه درخور توجه است, عنايت بيشتر غربيهاست به تدوين تاريخ جنگهاى صليبى. قبل از آنكه به بررسى منابع تاريخى جنگ صليب بپردازيم, نمونه ايى از اظهارنظر نويسندگان غيرمسلمان معاصر را ارائه مى دهيم:
١. آلبرماله: (مهمترين نتيجه جنگ زوال قدرت ارباب ملك بود.)
٢. رنه گروسه: (جنگهاى صليبى اولين سلطه استعمارى مسيحى عليه اسلام در مشرق بود.)
٣. جرج تريوليان: (جنگهاى صليبى, حركت نفوذى اقطاع داران مسيحى ضد عرب بود.)
٤. برنارد لويس: (جنگهاى صليبى, اولين حركت ابتكارى غرب در گسترش سلطه خود بود. محرك اين جنگها, ماديات و دنيا بود و دين به عنوان عامل روانى و روحى آن را پوشانيد.)
٥. هانرى ويليام ديويز: (جنگهاى صليبى, استعمار اروپايى است.)
٦. ژون لامون: (شواهد حاكى است كه فرماندهان صليبى, فقط اهداف مادى را دنبال مى كردند.)
٧. ج. و. تامسون: (جنگهاى صليبى اولين تجربه استعمار غربى در خارج از حدود و ثغور خود بود كه به منظور بهره بردارى اقتصادى صورت گرفت.)
٨. ارنست باركر: (اصرار مسيحيان بر انتشار مذهب كاتوليك عامل جنگهاى صليبى بود.)
٩. لويس هالفن: (جنگهاى صليبى ادامه جنگهاى توسعه طلبانه زميندارى در غرب است كه زمينداران بزرگ قبل از آن برپا كردند.)
١٠. فليپ حتّى: (جنگهاى صليبى در ادامه نزاع شرق و غرب بوده و با تمدن آن دو ارتباط دارد, نه مذهب آن دو.)
١١. هنرى لوكاس: (اينكه عامل بيدارى اروپا را جنگهاى صليبى بدانيم, مبالغه آميز است و اگر جنگهاى صليبى شكل نمى گرفت تاثير فرهنگ اسلامى بر غرب, كه از اندلس شروع شده بود, بيشتر مى شد.)
١٢. پروفسور كاسمينسكى: (جنگهاى صليبى, افق فكر غربيها را وسعت بخشيد.)
در يك تقسيم بندى كلى مى توان منابع جنگهاى صليبى را به دو بخش اسلامى و غربى و هريك را در دو گروه قديم و جديد خلاصه كرد. بدون ترديد مسلمانان در زمينه منابع دست اول درباره جنگهاى صليبى ضعيفترند. شايد علل آن, يكى غافلگيرشدن مسلمانان در اين حملات و هجوم ناگهانى غرب عليه جهان اسلام باشد و دوم بسنده كردن تاريخنگاران مسلمان به تاريخنگارى حوليات و بى توجهى به تاريخنگارى موضوعات١. در صورتى كه غربيها از قرن يازدهم ميلادى به بعد و پس از تجديد حيات فكرى, به موضوعنگارى بيشتر از زمان نگارى و سالنگارى توجه داشتند. گابريلى٢ علت اساسى اين را كه مورخان مسلمان پديده مهم جنگهاى صليبى را ناچيز شمرده اند و بدان نپرداخته اند, حس برترى جويى مسلمانان نسبت به غرب مى داند٣. يكى از علل مهم در اين خصوص, وضعيت جهان اسلام در دوره جنگهاى صليبى و درگيريهاى فرقه اى و جنگ هفتادودو ملت بوده است. الف ـ منابع اسلامى
١. الكامل فى التاريخ, تاليف ابن الاثير (٥٥٥ ـ ٦٣٠هـ/ ١١٦٠ـ١٢٣٢م) عزالدين على بن محمد بن عبدالكريم شيبانى, معروف به ابن الاثير جزرى, از تاريخنگاران مشهور مسلمان در روزگار جنگهاى صليبى است. در تاريخ عمومى خود به نام الكامل, به تفصيل, حوادث و جزئيات جنگهاى صليبى را از آغاز تا سال ٦٢٨ قمرى بيان كرده است. ابن اثير آن بخش از اخبار جنگهاى صليبى را كه خود درك نكرده بيشتر از آثار عمادالدين كاتب اصفهانى, يعنى الفتح القسى فى الفتح القدسى والبرق الشامى وابن قلانسى, ذيل تاريخ دمشق و نوشته ابن جوزى به نام المنتظم بهره گرفته است. از مشخصات ديگر كتاب مذكور, اشاره مفصل به روابط سياسى دولت بنوارتق با صليبيهاست.
٢. التاريخ الباهر فى الدولة الاتابكية, تاليف ابن اثير.
هرچند ابن اثير بيشتر به يك تاريخنگار عمومى در جهان اسلام شهرت يافته و ما بيشتر او را از خلال الكامل مى شناسيم, اما اهتمام او به ساير رشته هاى تاريخى اختصاصى, انساب و تراجم و رجال قابل تقدير است٤. در التاريخ الباهر كه درباره دولت اتابكان موصل نوشته شده, به جنگاوريهاى عمادالدين زنگى و پسرش نورالدين عليه صليبيها پرداخته است; خصوصاً جهاد نورالدين محمود زنگى با صليبيها و بازپس گيرى بعضى شهرهاى اسلامى از مسيحيان در فاصله سالهاى ٥٤١ ـ ٥٦٩هـ/ ١١٤٧م ـ ١١٧م را به دست او به روشنى و كمال ترسيم كرده است.
خانواده ابن اثير از صاحب منصبان دولت اتابكه موصل به شمار مى روند. از اين رو نويسنده در اين كتاب تعصب خاصى نسبت به دولت مذكور, خصوصاً عمادالدين و نورالدين نشان مى دهد. از طرفى ديگر, علاوه بر تفصيل اخبار جنگهاى صليبى در فاصله حكومت اتابكان زنگى, گزارشهاى تاريخى خود را با نثرى مكلف و غيرقابل قياس با الكامل ارائه داده و به علاوه از شعر و ضرب المثلهاى فراوان بهره برده است. براى مثال در سال ٥٦٥هـ/ ١١٦٩م صليبيها شهر دمياط در مصر را محاصره كردند. اما شكست فاحشى متحمل شدند و بازگشتند. ابن اثير آنها را با اين جمله مورد تمسخر قرار داده: (ذهبت النعامه تطلب قرنين فعادت بلااذنين)٥. منابع ابن اثير در اين كتاب, علاوه بر مراجع او در الكامل فى التاريخ, شنيده هاى اوست از پدرش.
٣. ذيل تاريخ دمشق تأليف حمزة بن اسد بن على بن محمد تميمى, معروف به (ابن قلانسى) (٤٧٠ـ ٥٥٥هـ/ ١٠٧٧ـ١١٦٠م).
اين كتاب حوادث تاريخى در منطقه شام را از سال ٣٦٠هـ/ ٩٧٠م تا زمان مرگ مولف بيان مى كند. روزگار فاطميها, سلجوقيها و دو جنگ اول و دوم صليبى بوده كه خود شاهد آنها بوده است. ابن قلانسى از آن جهت كه خود معاصر جنگهاى صليبى بوده و دوبار منصب رياست شهر دمشق را عهده دار بوده است,٦ به اسناد رسمى دولتى دسترسى داشته و از آنها بهره گرفته است و دسترسى به اسناد و مشاهده حوادث و معاصرت با آنها, اهميت فوق العاده اى به كتاب بخشيده است. اولين بار امدروز,٧ خاورشناس سويسى الاصل انگليسى, در سال ١٩٠٨ كتاب ابن اثير را تحقيق و در ليدن به چاپ رسانيد. تحقيق ديگر اين اثر از دكتر سهيل زَكّار, استاد تاريخ دانشگاه دمشق و كارشناس جنگهاى صليبى است كه در سال ١٩٨٣ به انجام رسانيده است٨.
٤. البرق الشامى, تاليف محمد بن محمد اصفهانى, معروف به عمادالدين كاتب (٥١٩ ـ ٥٩٧هـ/ ١١٢٥ـ١٢٠١م).
كاتب اصفهانى صاحب ديوان انشاء در دولت صلاح الدين و با او در جنگ با صليبيها همراه بوده است. كتاب او حاوى تاريخ سياسى عصر صلاح الدين در بين سالهاى ٥٨٩ تا٥٦٢هـ مى باشد. اين كتاب در هفت مجلد ساخته شده و جز دو مجلد سوم و پنجم, بقيه آن مفقود شده است. يكى از منابع اساسى عمادالدين در البرق الشامى, رسائل قاضى فاضل عبدالرحيم بن على بيسانى (م٥٦٩هـ/ ١٢٠٠م) وزير صلاح الدين ايوبى است.
سناالبرق الشامى, تاليف فتح بن على بندارى, ملخص و مختصر كتاب مذكور است.
٥. الفتح القسى فى الفتح القدسى, از عمادالدين.
كتاب مذكور حوادث بين سالهاى ٥٨٣هـ (سال فتح بيت المقدس توسط صلاح الدين) و ٥٨٩هـ (مرگ صلاح الدين) را بررسى كرده است. اسنادى كه در دو كتاب مذكور عماد آمده, به رغم سبك مغلق و مطنطن آن, بر ارزش آنها به عنوان منابع معتبر تاريخى افزوده است٩. ابن اثير جزرى در تاليف الكامل از دو اثر كاتب اصفهانى بهره جسته است.
٦. تاريخ حلب, تاليف محمد بن على بن محمد بن احمد بن نزار تنوخى حلبى, معروف به ابن عظيمى (٤٨٢ ـ ٥٥٦هـ/ ١٠٨٩ـ١١٦٠م).
در فترت دو جنگ اول و دوم صليبى, بعد از كتاب ابن قلانسى, قديميترين منبع, تاريخى حلب ابن عظيمى, مورخ و شاعر شيعى است. حاجى خليفه در كشف الظنون به مفصل اين تاريخ اشاره دارد, اما آنچه اينك در دسترس است, خلاصه اى بيش نيست كه براى اولين بار كلودكاهن خاورشناس فرانسوى, بخشهايى از آن را منتشر نمود.١٠
ابن عظيمى كه خود شاهد و معاصر جنگ اول بوده, حوادث شمال سوريه, به عنوان كانون جنگهاى صليبى را, تا سال ٥٣٨ ثبت كرده است. شايان ذكر است تاريخ حلب, يك تاريخ عمومى است.
٧. الرسائل, از قاضى عبدالرحيم بن على بيسانى (٥٢٩ ـ ٥٩٦هـ/ ١١٣٤ـ١١٩٩م).
وى كار ادارى خود را از آخرين سالهاى سلسله فاطمى در مصر شروع كرده و بين سالهاى ٥٨٥ و ٥٨٨ وزير صلاح الدين ايوبى بود. رسائل او كه حاوى مطالب ارزنده اجتماعى و سياسى در اين دوره است, مورد استناد سايرين, خصوصاً همعصرش عماد كاتب اصفهانى بوده است.
٨. النوادر السلطانية و المحاسن اليوسفية, تأليف يوسف بن رافع بن تميم اسدى, معروف به قاضى ابن شدّاد (٥٣٩ ـ ٦٣٢هـ/ ١١٤٥ـ١٢٣٤م).
اين كتاب كم حجم, با زبانى ساده در دو بخش تأليف شده است. بخش اول در مورد زندگى و فضايل صلاح الدين و بخش دوم, كه اساس كتاب را تشكيل مى دهد, در مورد لشكركشى شيركوه به مصر تا مرگ صلاح الدين نوشته است. ابن شدّاد, عمده حوادث را خود شاهد بوده و موارد نادرى را كه خود ناظر نبوده, از ديگران پرس وجو كرده است. البته كار او خالى از اشكال نيست و ابن خلكان و ابوشامة برخى از روايات او را تصحيح كرده اند١١.
٩. القوت, تاليف حمدان بن عبدالرحيم اثاربى١٢.
اين مورخ, معاصر ابن عظيمى و كتاب او در مورد تاريخ حلب است. وى اهتمام فراوانى به جنگهاى صليبى داشته و مى گويند اولين مورخ شمال شام است كه درباره جنگهاى صليبى نوشته است. اين كتاب مفقود شده, ولى حموى در دو معجم خود و ابن العديم در بغية الطلب از آن گزارش و اطلاعاتى مى دهند١٣. معاصر همو, نويسنده ديگرى است شيعى مذهب به نام على بن عبدالله بن ابى جرادة كه در تاريخ مفقود خود مطالبى درباره جنگهاى صليبى و سلجوقيان نوشته است١٤.
١٠. المنتظم فى تاريخ الملوك والامم, تاليف عبدالرحمن بن على بن محمد جوزى, معروف به ابن جوزى, (٥٠٨ ـ ٥٩٧هـ/ ١١١٤ـ١٢٠١م).
ابن جوزى اين كتاب را به روش ابن اثير در الكامل نوشته و تا حدود صدسال بعد را شامل شده است. در مورد حوادث جنگهاى صليبى و روابط دولتهاى مسلمان با صليبيها مطالب فراوانى دارد. خود او اين كتاب را تحت عنوان مختصر المنتظم تلخيص كرده كه بنا به گزارش زركلى هنوز به چاپ نرسيده است١٥.
١١. مرآة الزمان فى تاريخ الاعيان, نوشته يوسف بن قزاوغلى ابن عبدالله, معروف به سبط ابن جوزى (٥٨١ ـ ٦٥٤هـ/ ١١٨٥ـ١٢٥٦م).
اين كتاب همانند (الكامل) و (المنتظم) يك تاريخ عمومى است و در فاصله حدود يك قرن و نيم از آغاز جنگهاى صليبى به بعد, (٥١٠تا٦٥٤هـ) روايات و اخبارى را گزارش مى دهد كه در ساير مصادر متقدم يافت نمى شود. همچنين اين مورخ بيشتر به شرح حالنگارى از علما توجه داشته تا تاريخ سياسى.
١٢. زبدة الحلب من تاريخ حلب, از عمر بن احمد بن هبه الله بن ابى جرادة عقيلى, معروف به ابن عديم (٥٨٨ ـ ٦٦هـ/ ١١٩٢ـ١٢٦٢م).
اين كتاب, تلخيص اثر ديگرى از اين مورخ است به نام بغية الطلب فى تاريخ حلب. هرچند اين كتاب تاريخ محلى است, ولى مطالب مفصلى درباره جنگهاى صليبى و هجوم صليبيها به انطاكيه, حلب و ساير نقاط شمال سوريه دارد١٦.
١٣. معادن الذهب, تاليف يحيى بن حميده حلبى, معروف به ابن ابى طى (٠٠٠ ـ ٦٣٠هـ/ ٠٠٠ ـ ١٢٣٢م).
او از مورخين شيعى و فرزند يك نجار حلبى بود. در اثر خود, كه يك تاريخ محلى در مورد حلب است, به اسناد و گزارشهاى تجربى اهميت فراوان مى دهد و اين اهتمام, او را مورخى معتمد معرفى نموده است. مورخين بعدى, چون ابن خلكان, ابوشامة و ابن فرات, از آثار او بهره فراوان گرفته اند.
١٤. الروضتين فى اخبار الدولتين النورية والصلاحية تاليف عبدالرحمان بن اسماعيل مقدسى, معروف به ابوشامة (٥٩٩ ـ ٦٦٥هـ/ ١٢٠٢ـ١٢٦٧م). او حديث شناس, فقيه و مورخ شامى بود كه متأثر از روش ابن عساكر, يعنى حديث نگارى, تاريخ خود را تدوين كرد. منابع عمده ابوشامة در اين كتاب عبارتند از: ذيل تاريخ دمشق, نوشته ابن قلانسى, النوادر السلطانية اثر قاضى ابن شداد و التاريخ الباهر, تاليف ابن اثير. اين نكته گفتنى است كه ابوشامه, التاريخ الباهر را به علت بدبينى ابن اثير به ايوبيان به اندازه دو منبع ديگر جدى نگرفته است. جمال الدين بن واصل محمد بن سالم (م٦٩٧هـ ـ ١٢٨٩م) كتابى به نام مفرج الكروب فى اخبار بنى ايوب در شرح حال دولت ايوبيان نوشته كه متاثر است از ابوشامه و آن بخش از الروضتين كه در مورد دولت صلاح الدين و فرزندانش است.
١٥. الاعتبار, تاليف اسامة بن منقذ (٤٨٨ ـ ٥٨٣هـ/ ١٠٩٥ ـ ١١٩٨٧م). آل منقذ از فرمانروايان قلعه شيزر در شمال غربى سوريه بودند كه يكى از قلعه هاى استراتژيك در جنگهاى صليبى بود. اسامه از اميران جنگاور و شاعر و اديب اين خاندان بود. او سفرهاى متعددى به مصر, شام, جزيره و ساير بلاد عرب داشت و كتاب او دستاورد همين سفرهاست و حاوى اخبار جنگهاى صليبى و حيات اجتماعى و فرهنگى مسلمين و مسيحيان در خلال جنگهاى صليبى در قرن ششم هجرى است. الاعتبار در توصيف بى خردى و ضعف علمى واخلاقى مسيحيان و نيز تاثيرپذيرى مثبت ايشان از مسلمانان حكايات خواندنى دارد١٧.
١٦. تذكرة اللبيت و نزهة الاديب, تاليف محمد بن مكرم.
او كه از نويسندگان دربار سلطان منصور قلاوون بود و بسيارى از اسناد سياسى جنگهاى صليبى را در اين مجموعه گرد آورده است.
١٧. تذكرة بالاخبار عن اتفاقات الاسفار, اثر ابوالحسين محمد بن احمد بن جبير اندلسى (٥٤٠ ـ ٦١٤هـ/ ١١٤٥ ـ ١٢١٧م).
اين كتاب كه به نام رحله يا سفرنامه ابن جبير مشهور است, در بيان اوضاع سياسى و اجتماعى مصر و شام در ايام جنگهاى صليبى, منبع قابل توجهى است.
١٨. الاعلام و التبيين فى خروج الملاعين الفرنج على ديار المسلمين,١٨ تاليف احمد بن على بن مغربى, معروف به ابن حريرى (… ـ ٩٢٦هـ/ … ـ ١٥١٩م).
اين كتاب كه تاريخ مختصر براساس حوليات است, تنها اثر ويژه جنگهاى صليبى است كه با فاصله زمانى نسبتاً طولانى نوشته شده است. ابن حريرى رخدادهاى جنگهاى صليبى را باختصار و با استناد به الروضتين ابوشامه, مرآة الزمان سبط ابن جوزى, مفرج الكروب ابن واصل و السلوك لمعرفة دول الملوك مقريزى نوشته است. اشكالات ادبى و تاريخى كتاب نشانگر ضعف علمى و تاريخى نويسنده است. براى مثال او اشغال شهر طرابلس در شام را به سال ٩٤٥ هجرى ذكر كرده, در صورتى كه اين شهر در سال ٥٠٢ هجرى سقوط كرد.
علاوه بر كتب تاريخى و سفرنامه ها كه اشاره شد, تواريخ محلى, عمومى و سفرنامه هايى وجود دارد كه از حوادث كلى جنگهاى صليبى مطالبى را به ثبت رسانده اند. اما آنچه در شناسايى ويژگيهاى منابع اسلامى اين دوره قابل توجه است, به اين شرح است:
١. اختصاصى نبودن تواريخ:
بجز الاعلام والتبيين و تا حدودى الفتح القسى فى الفتح القدسى و النوادر السلطانيه كه بيشتر سيره صلاح الدين ايوبى است, و التاريخ الباهر, كه در مورد اتابكان موصل است, بقيه منابع عمومى است.
٢. دست اول نبودن عموم منابع:
بجز كتاب ذيل تاريخ دمشق, نوشته ابن قلانسى و تاريخ عظيمى, ساير منابع كه به موضوع جنگهاى صليبى پرداخته اند, با دوران جنگ اول و آغاز هجوم مسيحيان فاصله دارند.
٣. اقتباس منابع از يكديگر:
همان گونه كه در معرفى منابع آمده, منابع تاريخى مسلمين مشتركات فراوان دارند و بسيارى از آنها برگرفته از ديگرى است. ب ـ منابع غيراسلامى
١. Gesta Francorum et aliorm Hierosoly mitanorum .
اين كتاب كه با نام اعمال الفرنجة و حجاج بيت المقدس به عربى ترجمه شده, از مورخى مجهول است. وى از آغاز حركت صليبيها تا اشغال بيت المقدس توسط آنها در صحنه جنگها حضور داشته است و احتمال مى رود از افسران و نظاميان دولت نورماندى در سيسيل باشد. زيرا در اين كتاب حملات بوهيموند نورماندى را نوشته است١٩.
از ويژگيهاى اين كتاب يكى آن است كه دو اسلوب و سبك نگارش دارد و احتمال مى رود توسط دو نفر نگارش شده است. در بخش اول كه جنبه تاريخى آن بر جنبه ادبى برترى دارد, نويسنده به انگيزه هجوم مسيحيان و ماهيت روابط مسيحيان روم با بيزانس پرداخته و در بخش دوم كه تفوق جنبه ادبى آن چشمگير است, به آيات و روايات كتاب مقدس اشارات فراوان شده است. مشخصه ديگر اين است كه مرجع ساير مورخان بعد از خود است و دشمنى با كليساى شرق و بيزانس در آن به چشم مى خورد. از آنجا كه نويسنده اين كتاب, خود از اصحاب كليساست, انگيزه دينى در تحليل علل و زمينه هاى جنگهاى صلبيبى بر ساير جنبه ها و انگيزه ها برترى دارد.
٢. Historia Francorum dui ceperunt Iherusalem .
نام عربى كتاب تاريخ الفرنجة الذين استولوا على بيت المقدس يا تاريخ الفرنجه غزاة بيت المقدس,٢٠ و مورخ آن ريمون داگيل٢١ است. او از سواران نزديك كنت تولوز, است كه خود يكى از رهبران جنگ اولى صليبى بود. تاريخ ريمون داگيل تا حدودى نظام اجتماعى صليبيها را در سرزمينهاى شام بيان مى كند. براى مثال رهبران جنگ به تاسيس صندوقى به نام صندوق تعاون مالى مبادرت كرده تا در صورت از بين رفتن اسبهاى سواران كه ممكن بود در اثناى جنگ و يا بر اثر حوادث طبيعى از بين بروند, اسب ديگرى خريدارى نموده و جايگزين آن نمايند٢٢.
اين مورخ كه علمانى و از اصحاب كليساست, حوادث جنگ را از آغاز حركت صليبيها از فرانسه تا عسقلان بيان كرده است. كتاب نثرى ملال آور و غيرفصيح دارد. او نيز مانند مورخ مجهول به بيان روابط شرق و غرب مسيحى و نمايش دشمنى دو كليساى شرق و غرب همت گمارده است.
نويسنده هر آنچه شنيده و يا برايش روايت كرده اند, به عنوان واقعيت پذيرفته و در كتاب ثبت كرده است و اين از اهميت اثر كاسته است.
٣. Gesta Francorum Iherusalem Peregrinantiam .
نويسنده آن فوچيه دوچارتر٢٣ و نام عربى آن اعمال الفرنجة الحاجين الى بيت المقدس است٢٤. او فرانسوى و از حاضران در مجمع كلرمون است. فوچيه دوچارتر كه خود شاهد حوادث جنگهاى اول صليبى بوده, علاوه بر تاريخ سياسى جنگها, وضع طبيعى را نيز بيان مى كند. او حوادثى را بيان كرده كه خود شاهد بوده, يا از شهود مشهور شنيده است.
كتاب حاضر در سه بخش تدوين شده است: بخش اول از مجلس كلرمون آغاز و با مرگ گودفروا در بيت المقدس انجام مى پذيرد. بخش دوم از جانشين بلدوين اول تا مرگ او در عَريش است و بالاخره بخش سوم شامل به قدرت رسيدن بلدوين دوم تا سال ١١٢٧م مى باشد و محتمل است كه چارتر در اين سال خود نيز مرده است.
بخش اول اين كتاب را فرانسيس ريان به انگليسى ترجمه و در سال ١٩١٦ منتشر كرده است. دو بخش اخير توسط پروفسور فنك ترجمه و مجموعه كامل آن در ١٩٦٩ چاپ شده است. اين مجموعه همان طور كه اشاره شد در ١٩٩٠ به عربى ترجمه شده است.
جنگ صليب از نظر چارتر, يك جنگ مقدس دينى بود كه ميان مسيحيان و مسلمانان (به تعبير مورخ بت پرستان), شرقيها, تركها, فارسها, اعراب و احباش٢٥ رخ داد.
٤. Historia Hierosolymitana .
نويسنده آن آلبرت داكس٢٦, آلمانى و معاصر حمله گودفروا است. او تاريخ جنگهاى صليبى را از ١١٠٣ تا ١١٢٠م روايت كرده است. او برخلاف مورخين هم مسلك خود, كه به كليساى شرق خصمانه مى نگرند, ضد شرق و يونان نيست و در موارد مختلفى به خدمات و همكاريهاى امپراتور بيزانس با مسيحيان غرب اشاره و اعتراف مى كند.
مورخان ديگرى نيز كه خود معاصر جنگها بوده, اما در صحنه هاى جنگ حضور نداشته اند, كتبى برجاى گذاشته اند كه عبارتند از:
٥. بودرى ده بورگه كتابى را به نام تاريخ بيت المقدس (Historia Jerosolimitana ) نوشته است. او كه خود در مجمع كلرمون حاضر بوده, در جنگ اول صليبى شركت نجسته و مطالب كتاب خود را از شاهدان جنگ و كتاب مورخ مجهول برگرفته است.
٦. رابرت ماين, راهب كليساى قديس ريمى٢٧ در شهر ريمز٢٨ فرانسه بود. پس از سه سال از كليسا طرد شد و گوشه عزلت گزيد. در اين ايام, كتاب خود را به نام تاريخ بيت المقدس (Historia Therosolimitana ) تدوين كرد و هدفش اتمام كتاب مورخ مجهول بود.
٧. آكهارت دورا كشيش آلمانى, كتابى تحت عنوان بيت المقدس نوشت.
٨. كافارو, اهل ژنوا, كتابى به نام حوليات ژنوا نوشت كه حوادث سالهاى ١١٠٠ تا ١١٦٣م را دربرمى گرفت. همين فرد كتاب كوچكى در سال ١١٥٥م با نام آزادسازى شهرهاى مشرق٢٩ (Libertio Civitation Orientis ) به جاى گذاشت.
٩. گوتيه,٣٠ مؤلف كتاب جنگ انطاكيه, يكى از مصادر مهم جنگهاى اول صليبى را برجاى نهاده است. او در اين كتاب, حوادث بين سالهاى ١١١٥ و ١١٢٢م را شرح كرده است٣١. چون جنگ اول صليبى, به علت پيروزى غرب اهميت بسزايى براى صليبيها داشته است, بيشتر منابع درباره آن از جانب وابستگان به كليساى غرب نوشته شده است و كمتر اصحاب كليساى شرق و مسيحيان ساكن شرق مديترانه به تاليف در مورد آن دست زده اند. آنچه از آثار بيزانس مى توان برشمرد, كتاب آن كومنين,٣٢ ملكه بيزانس است كه در مورد زندگانى پدرش الكسيس كومنين, نوشته و ديگرى كتاب متى رهاوى٣٣ و مخائيل سورى است٣٤ كه در هر دو از ارامنه ساكن شام بوده اند٣٥.
اما از آثار بعد از جنگ اول صليبى آنچه مى توان اشاره كرد, اين است:
١٠. A Hi story of deeds done beyond the sea .
كتاب يادشده تأليف ويليام صورى٣٦ است. او در حدود سال ٥٢٥هـ/ ١١٣٠م در بيت المقدس متولد شد. والدين او از فرانسويانى بودند كه درجنگ اول صليبى شركت جسته و در فلسطين مستقر شدند. تحصيلات اوليه را در فلسطين و سپس در پاريس دنبال كرد. با زبانهاى فرانسه, لاتين, عربى, يونانى و عبرى آشنا بود٣٧. همچنين زبان فارسى را مى دانست٣٨. سپس به دربار عمورى اول,٣٩ پادشاه بيت المقدس, وارد شد و مناصب چندى را عهده دار شد. عمورى پس از آنكه اوضاع مصر را آشفته ديد,٤٠ تصميم به انضمام مصر به فلسطين گرفت. در حين درگيريها با نورالدين بر سر مصر, عزم ثبت وقايع جنگ كرد. ويليام صورى از اين زمان تاريخ خود را نگاشت. ابتدا آن را اعمال عمورى٤١ نام نهاد و پس از آنكه تاريخ گذشته فرنگيها و روابط آنها با مسلمانان را ضميمه كرد, نام اصلى و نهايى كتاب را بر آن نهاد. اين منبع علاوه بر دربرداشتن تمام ويژگيهاى ساير منابع غربى, به علت آشنايى مولف آن با زبان عربى, حُسن بهره گيرى از منابع عربى و اسلامى را نيز داراست. اين خود باعث شد تا حدودى تعصب ساير مورخان عربى را نداشته باشد. به قول ويل دورانت: (… انصافى كه در توصيف خصال و سجاياى نورالدين و صلاح الدين ايوبى رعايت كرد عامل مهمى در ايجاد حسن عقيده اى شد كه اروپاى مسيحى نسبت به اين دو مرد كافر پيدا كرد)٤٢.
تأثيرپذيرى ويليام صورى از تاريخنگارى مسلمين و آشناساختن جامعه اروپايى با مسلمانان و دولتهاى اسلامى, از محاسن و ويژگيهاى اين تاريخنگار غربى مقيم شرق است. او همچنين جنگهاى هراكليوس با ايرانيان را در آغاز قرن هفتم ميلادى شرح كرده است٤٣.
١١. تاريخ سن لويى,٤٤ اثر ژان سيردو ژوئنويل٤٥.
مولف كتاب در حدود ١٢٢٤م, در فرانسه و در خانواده اى ثروتمند به دنيا آمد و كتاب خود را در ١٣٠٩م پايان برد. در اين زمان قريب هشتادوپنج سال از عمرش سپرى شده بود. خمول فكرى و خطاى حافظه او بدون ترديد در نگارش اين كتاب موثر بوده است. منابع او علاوه بر ديده هاى خود, شنيده ها و نيز كتابى متضمن سيره لويى نهم است كه به نام آن اشاره نمى كند٤٦. وى بسيارى از حوادث را تعليل دينى مى كند و جنگ, پيروزى و اسارت را نتيجه رضايت پروردگار مى داند. همچنين تصوير جالبى از اسماعيليان مقيم شام و روابط آنها با صليبيها ارائه مى دهد.
ژوئنويل در آغاز كتاب شرح مى دهد٤٧ كه كتاب را به دو بخش كرده است:
١. چگونگى ملكدارى و سياست لوئى; ٢. كردار نظامى و فعاليتهاى لوئى در ميدان جنگ.
شايان ذكر است كه نويسنده خود از وابستگان به فئوداليزم آن روز اروپاست.
١٢. فتح قسطنطنيه, تاليف ويل آردوئن٤٨.
در آغاز جنگ چهارم صليبى, مسيحيان كه قصد اشغال مصر را داشتند, خود را محتاج كشتى و نيروى دريايى ديدند. در آن زمان درياى مديترانه در دست ونيزيان بود. گروهى به نمايندگى از صليبيها روانه ونيز شدند تا در باب كرايه كشتى گفتگو كنند. ويل آردوئن, اهل شامپانى, در زمره اين گروه بود. او تاريخ جنگ چهارم صليبى را به دور از هر ژرفنگرى و تعليل نوشته و فقط به ذكر حوادث پرداخته است٤٩. او به تفصيل نقش جمهوريهاى ونيز, پيزا و ساير شهرهاى ايتاليا را در جنگ چهارم بازگو كرده است. مورخ ديگر به نام روبرت كلمارى, كه از شركت كنندگان در جنگ چهارم صليبى بوده, كتابى به همين نام برجاى گذاشته است٥٠.
١٣. تاريخ بيت المقدس, تاليف يعقوب دى ويترى٥١. وى كه اسقف شهر عكا و بيت المقدس بوده, در قرن سيزدهم ميلادى با اعتماد بر كتاب ويليام صورى تاريخ خود را نوشته است.
١٤. توصيف سرزمين مقدس, تاليف بركارد٥٢.
او جهانگردى آلمانى بود كه در سال ١٢٨٠م مناطق مصر و شام را درنورديد و مدت ده سال در فلسطين اقامت كرد. وى در اين كتاب از ثروت مناطق اشغال شده توسط صليبى و اهتمام بازرگانان ايتاليايى نسبت به آنها سخن گفت. جهانگرد ديگر آلمانى به نام لادولف,٥٣ در سال ١٣٥٠م كتابى به همين نام و مضمون نوشت٥٤.
١٥. نوشته هاى كشيش كارپينى كه از سوى اينوسان چهارم در سال ١٢٤٥م به دربار خان مغول رفت٥٥.
١٦. تاريخ بيزانس, نوشته نقفور گريگورى٥٦.
او در اين كتاب, تاريخ بيزانس را از سال ١٢٠٤ تا ١٣٥٩م تحرير كرده و به اشغال بيزانس (قسطنطنيه) از سوى صليبيها, تاريخ امپراتور روم شرقى و فعاليتهاى اقتصادى صليبى ها در مشرق زمين اشاره كرده است٥٧.
ج ـ سفرنامه هاى جهانگردان اروپايى در بيت المقدس در روزگار صليبى
١. سايولف٥٨. وى كه از جهانگردان انگليسى و احتمالاً از مردان كنيسه يا از علمانيين است در دهه اول قرن دوازدهم به صفحات شرق مديترانه آمد و طى دو سال (١١٠٢ و١١٠٣م) در روزگار پادشاهى بلدوين اول آنچه را به عيان ديد, نوشت.
از خواندنيهاى اين سفرنامه, نزاع فاطميها و صليبيها در شهرهاى ساحلى و برترى غيرقابل تصور نيروى درياى فاطمى نسبت به دشمن است٥٩.
٢. فتيلوس٦٠. او رئيس خادمان كليساهاى انطاكيه در سال ١٢٠٠م بود. در سفرنامه او به روابط سياسى و نظامى دولت صليبى بيت المقدس با نيروهاى اسلامى, خصوصاً اتابكان دمشق, به تفصيل اشاره شده است. سفرنامه او از سال ١١١٨ تا ١١٣٠م را شامل مى شود٦١.
٣. ژوآن ويرزبورگن٦٢. او جهانگرد آلمانى بود كه در فاصله سالهاى ١١٦٠ و ١١٧٠ به بيت المقدس رفت و در سفرنامه خود اوضاع سياسى, اقتصادى, نظامى, پزشكى و دينى دولت صليبى بيت المقدس را مورد بررسى قرار داد و به تفصيل از دو گروه شهسواران پرستشگاه (سواران هيكل) و شهسواران مهمان نواز (سواران قديس يوحنا) سخن گفته است. از خواندنيهاى سفرنامه اش درباره دو گروه سابق الذكر انطاعات و ثروتهاى آنها در سرزمين شام است٦٣.
٤. بنيامين تطيلى٦٤. او از جهانگردان اسپانيولى و يهودى بود كه از سال ١١٦٣ تا ١١٧٠م در بيت المقدس حضور داشت. از ويژگيهاى سفرنامه او بررسى وضع يهوديان در شام و فعاليتهاى بازرگانى آنان است, كه تا حدودى از چشم سياحان مسيحى آن روزگار دور مانده بود. توضيح مفصل درباره اسماعيليان و دروزيان لبنانى در آن روزگار و شكوفايى اقتصادى شهرهاى ساحلى شام, خصوصاً شهر صور, از برجستگيهاى سفرنامه اوست٦٥.
٥. يوحنافوكاس٦٦. اين سياح كه در حوالى سال ١١٨٥م به بيت المقدس رفت, در جزيره كريت و در يك خانواده مذهبى به دنيا آمد.
پاورقي:
١. تاريخنگارى براساس سال و زمان را تاريخنگارى حوليات مى نامند. مورخان مسلمان تا قرون پنجم و ششم هجرى بر اين اساس تاريخ نوشته اند; مانند طبرى و ابن الاثير, تاريخنگارى براساس موضوع, كه از اين دوره به بعد در جهان اسلام شايع شده, تاريخنگارى موضوعات ناميده مى شود; مانند تاريخ ابن خلدون.
٢. Gabrieli
٣. عبدالهادى حائرى, نخستين روياروييهايى انديشه گران ايران با دو رويه تمدن بورژوازى غرب. اميركبير, ١٣٦٧ش. ص١٣٩, نقل از : Gabrieli, Arab Historians, PP. XI - XXXVI; idem, "Arabic Historigraph", P. ٩٨.
٤. در جاى ديگر به تفصيل اشاره شده است. ر.ك: مقدمه اى بر تاريخنگارى ابن اثير, اثر نگارنده, آينه پژوهش, ش٢٢.
٥. التاريخ الباهر فى الدولة الاتابكية, تحقيق عبدالقادر احمد طليمات. دارالكتب الحديثة, قاهره, ص١٤٤.
٦. شذرات الذهب, بيروت. ج٤, ص١٤٧.
٧. Amedroz. H. f. )١٨٥٤ ـ ١٩١٧م).
٨. نگارنده از اين اثر بهره گرفته است.
٩. تاريخنگارى در اسلام, ترجمه و تدوين يعقوب آژند. نشر گستره, تهران, ١٣٦١ش. ص١٥٠.
١٠. Cahen: C (مولود ١٩٠٩م) استاد تاريخ اسلام در دانشگاههاى استراسبورگ و پاريس و از صاحبنظران و كارشناسان جنگهاى صليبى اسـت. او موجز تاريخ حلب يا تاريخ عظيمى را در ١٩٣٨م به چاپ رسانيد. المستشرقون, ج١,ص٣٤٢.
١١. تاريخنگارى در اسلام, ص١٥١.
١٢. منسوب به اثارب, قلعه اى در سه فرسخى حلب, بين حلب و انطاكيه. معجم البلدان, ج١, ص٨٩.
١٣. معجم البلدان, ج١, ص٨٩; معجم الادباء, ج٤, ص١٤٣; الاعلام, ج٢, ص٢٧٤.
١٤. تاريخ حلب, ص١٥, (مقدمه).
١٥. الاعلام, ج٣, ص٣١٦.
١٦. زبدة الحلـب من تاريخ حلب, ابن عديم, تحقيق سامى الدهان. معهد الفرسى للدراسات العربية, دمشق, بى تا.
١٧. الاعتبار, تحقـيق فيليپ حتى. الدار المتحدة للنشر, بيروت, ١٩٨١م. چاپ اول اين كتاب توسـط حتى در ١٩٣٠م و از طرف دانشگاه پرينستون آمريكا صورت گرفته است.
١٨. همان گونه كه اشاره شد, اين كتاب با نام تاريخ جنگهاى صليبى و به همراه مقدمه اى توسط نگـارنده ترجمه و توسط سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشـاد اسلامى در سال ١٣٦٩ منتشر شده است.
١٩. پس از اجتماع كلرمون, سپاه صليبى در چهار گروه به سمت شرق حركت كرد. يكى از گروهها, سپاه نورماندى بود كه از جنوب ايتاليا به آلبانى, مقدونيه, قسطنطنيه به فرماندهى بوهيموند ره سپرد.
٢٠. با اين نام توسط دكتر حسين محمد عطيه, استاد دانشكده ادبيات دانشگاه طنطاى, ترجمه و در سال ١٩٩٠ در اسكندريه چاپ شده است.
٢١. ر.ك: تاريخ جنگهاى صليبى, ترجمه عبدالله ناصرى, ص٢١. ر.ك: Raimond d Agiles.
٢٢. تاريخ الفرنجة غزاة بيت المقدس, تاليف ريموند اگيل, ترجمه حسين محمد عطيه. دارالمعرفة الجامعية, اسكندريه, ١٩٩٠م, ص٩١.
٢٣. Foucher de Chartres.
٢٤. اين كتاب توسط دكتر زياد العسلى و با نام تاريخ الحمله الى القدس, ترجمه و توسطـ دارالشرق بيروت در سال ١٩٩٠ چاپ شده است.
٢٥. او فقط در يك موضوع لفظ مسلمانان را بدكار گرفته و آن هنگام بازپس گيرى شهر صور است.
٢٦. Albert d Aix
٢٧ . Saint - Remi.
٢٨Reims.
٢٩. العرب والـروم واللاتين, ص١٩. ژوزف نسيم يوسف, دارالنهصة العربية, بيروت, ١٩٨١م.
٣٠. Gauthier.
٣١. العرب والروم واللاتين, ص٢٠.
٣٢. Anna Comnena.
٣٣ . Mathieu d Edesse.
٣٤ . Michel Le Syrien.
٣٥. تاريخ جنگهاى صليبى, ناصرى, ص٥٩.
٣٦. William of Tyre.
٣٧. تاريخ تمدن, ويل دورانت, ج٤, ص١٣٧١.
٣٨. حطين, مسيرة التحرير… دار حسّان, دمشق, سهيل زكار, ص١٨.
٣٩. او معاصر نورالدين زنكى بود و از سال ١١٦٣ تا ١١٧٤م در بيت المقدس سلطنت كرد.
٤٠. اين آشفتگى به علت ضعف خلافت فاطمى و درگيرى بين ضرغام و شاور دو وزير فاطمى بود.
٤١. Gesta Amalrioi Regis.
٤٢. تاريخ تمدن, ج٤, ص١٣٧٢.
٤٣. تاريخ جنگهاى صليبى, استيفن را نسيمان, ص٢٤. براى آشنايى بيشتر با سبك تاريخنگارى اين مورخ مشهـور صليبى به مقدمه دوم دكتر سهيل زكار (مترجم عربى كتاب) مراجعه كنيد. اين كتاب با عنوان تاريخ الحروب الصليبية در دو جلد و توسط دارالفكر دمشق در سال ١٤١٠هـ چاپ شده است.
٤٤. اين كتاب با نام القديس لويس حياته و حملاته على مصر و السلام توسط دكتر حسن حبشى ترجمه شده و نگارنده از اين ترجمه بهره گرفته است.
٤٥. Jean Sire de Joinville.
٤٦. القديس لويس…, ص٧, مقدمه.
٤٧. همان, ص٢٦.
٤٨. Villehardouin.
٤٩. تاريخ جهانى, ش. دولاندلن, ترجمه احمد بهمنش, انتشارات دانشگاه تهران, ١٣٦٨ش, ج١, ص٤١٤.
٥٠. العلاقات الاقتصادية بين الشرق والغرب فى العصور الوسطى, عادل زيتون, دار دمشق للصباعة والنشر, دمشق, ص١٧.
٥١. Jacques de Vitry.
٥٢ . Burchard.
٥٣ . Ludolph.
٥٤. (العلاقات الاقتصادية…), ص١٩.
٥٥. ايران و جهان از مغول تا قاجاريه, عبدالحسين نوائى, نشر هما, ص١٥.
٥٦. Gregorae, N.
٥٧. (العلاقات الاقتصادية…), ص٢١.
٥٨. Saewulfi.
٥٩ . Thomas Wright, Early Travels in Palestine, London ١٨٤٨.
٦٠ . Fetellus.
٦١. الرحالة الاوروبيّون فى مملكة بيت المقدس الصليبية ١٠٩٩ـ١١٨٧ ميلاديه, محمد مونس احمد عوض, مكتبة مدبولى, قاهره, ١٩٩٢م.
٦٢. Joannes Wirzburgensis.
٦٣. همان, ص١٢٤ـ١٣٤.
٦٤. Benjamin of Tudela.
٦٥ . William Wright, Early Travels in Palcstine.
٦٦ . Joannes Phocas .